هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
617
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و عام نگردد ، معذورم دارند . دور نيست كسى بگويد از كجا معلوم كه اين قدمگاه آن حضرت بوده باشد ؟ جواب اين است [ كه ] محقّق كردن اين مطلب چندان اهميّتى ندارد ، ولى به احتمال اينكه شايد قدمگاه آن حضرت باشد ، اقرار [ به ] آن و توسّل به آن در معنى راجع به آن حضرت و توسّل به اوست ؛ و چنين است مسئله در برخى امامزادهها كه بقعهء مخصوصى دارند و نذورات به آنجا مىبرند و ميان مردم به امامزادگى معروف و احترام او ما بين مسلمين معمول است ، احترام به آنجا راجع به احترام ائمه ( عليهم السلام ) است . چنانچه هرگاه كسى به شخصى براى اين اظهار محبّت نمايد كه نوكر دوست اوست و به آثارى تعظيم نمايد ، به اين خيال كه آثار دوست اوست و در واقع اين طورها نباشد . البته اگر آن دوست بشنود و مطلع شود ، باز از اين قصد و نيّت او خوشنود مىشود ، پس اعتنا مكن به حرف بعض اشخاص ياوهگو كه مردم را از اينگونه وسايل خيريه محروم مىدارند و بگو : « انّما الاعمال بالنيّات » . در منزل قدمگاه ، ميرزا فتح اللّه برادر ميرزا ذبيح اللّه خان آمد ، كه از خدّام روضهء مطهره و زيارتخوان است . از او بعض احوالات مشهد را جويا شدم . منزل بيست و سيّم : شريفآباد شب ، 3 ساعت رفته ، از آنجا حركت شد . در 4 فرسخى دهى و كاروانسراى مختصرى بود مشهور به فخرداود . « 1 » وقت صبح به آنجا رسيديم . جواد خان و بعض نوكرهاى مرحوم مغفور ميرزا سعيد خان وزير امور خارجه - اعلى اللّه مقامه - كه جنازهء آن مرحوم را به مشهد برده ، معاودت مىكردند [ و در ] آنجا با ما ملاقات كردند . آن وضع و حالت با سابقهء الفتى كه با آن مرحوم بود ، زياد به من اثر كرد . والدهء آن مرحوم ، عمزادهء پدرم بود و خود آن مرحوم با اين خانواده از قديم « اتّحاد » و
--> ( 1 ) . فخر داود ( Faxr davoud ) روستايى است در 30 كيلومترى قدمگاه ، بين ملكآباد و قلعه وزير . « خود فخر داود كاروانسرايى است و قلعهء كوچكى ، چند خانوار سكنه دارد . آب كمى و زراعت مختصرى دارند . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 308 ) رباط فخر داود از آثار قرن نهم هجرى كه در دوره قاجاريه تعمير شده ، به شماره 2108 در تاريخ 18 شهريور 1377 ه . ش . در فهرست آثار ملى كشور ثبت گرديده است .